حجاب فاطمی

عفاف بالاترین عبادت است

زندگی بی سرپرست


به نام برابری!

زنان باید جدا از مردان زندگی کنند چون حتی در نزدیک‌ترین روابط، زنان زیر سلطه‌ی مردان قرار می‌گیرند. (مقصود رنجبر، عضو حزب سبزهای سوئد)

سرپرستی مرد، امری ظالمنه و نشانه‌ی نابرابری و تبعیض علیه زنان است. ( برگرفته از متن کمپین یک میلیون امضاء)

سرپرستی مرد در خانه، نشانه‌ی خشونت علیه زنان است. (به نقل یکی از سایت‌های فمینیستی)

در خانواده‌ی اسلامی، مرد خدای خانه و زن، مطیع و فرودست است. ( به نقل یکی از سایت‌های فمینیستی)


اعتراف!

رهبری خدمتگزاری است. رهبر بودن مرد به معنای خدمت به همسر است که گروه‌های فمینیستی این توضیح را اشتباه آمیز می‌دانند. ( جنگ علیه والدین، سیلویا آن هیولت، کورنل وست، ص 133)

دکتر هنری مکو: زنان خواستار قدرت مردانه هستند اما این قدرت باید در یک مرد باشد. زن بدون همسرش احساس می‍کند که مانند کشتی بدون سکان است. همچنین مرد بدون زن ، سکان بدون کشتی است. مرد نمی‌تواند زنی را دوست بدارد که بر سر قدرت با او رقابت می‌کند.... زن نمی‌تواند مردانی را که با آن‌ها رقابت می‌کند دوست داشته باشد. زن‌ها به دنبال مردانی بالاتر از خود هستند. ( چطور پس از اینکه فمینیسم هویتم را از من گرفت مرد شدم. دکتر هنری مکو، ر.ک فمینیسم، شکست افسانه آزادی زنان، ج1، صص 223،222)

بار دیگر زمان آن فرا رسیده است که با اعطای اختیار رهبری به مرد، امتیازات و قدرت را بربایید و به او تعلق پیدا کنید. ( زن بودن، دکتر تونی کرنت، صص 133،132)


زلال آسمان

الرجال ُ قوّامونَ علیَ النّساء 

مردان سرپرست و نگهبان زنان هستند. ( قرآن کریم، سوره نساء آیه 34)

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) : 

مردی که به همسرش ظلم کند، خدا اعمال خوب او را نمی‌پذیرد. (محمدین علی بن بابویه، ج14، ص13)

آزار همسر مرد را به آتش جهنم می‌کشاند. (محمدین علی بن بابویه، ج2، ص211)

بهترین شما کسی است که با همسرش از همه خوش‌رفتارتر باشد و من از همه‌ی شما با همسر خود خوش‌رفتارتر هستم. (تحف‌العقول، ص322)

رهبر معظم انقلاب: اسلام مرد را قوام و زن را ریحان می‌داند. این نه جسارت به زن است نه به مرد. نه نادیده گرفتن حق زن است و نه نادیده گرفتن حق مرد. بلکه درست دیدن طبیعت‌هاست. ( مطلع عشق، گزیده رهنمودهای مقام معظم رهبری به زوج‌های جوان، ص49)






+ نوشته شده در  سیزدهم خرداد 1391ساعت 6:17 بعد از ظهر  توسط م ص  | 

دانلود تقویم حجاب، سال 1391


برای دریافت تقویم زیبای "حجاب" بر روی تصاویر زیر کلیک کنید.


فصل سرسبز بهار



فصل گرم تابستان



فصل زیبای پاییز



فصل سرد زمستان



تقدیم به همه‌ی دختران با حجاب ایران اسلامی



+ نوشته شده در  دهم خرداد 1391ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط م ص  | 

من چادرم رو دوست دارم

یادش بخیر

ده سالی می‌گذره

استاد بزرگواری که کلام زیباش در ذهن و دلم نقش بسته.

چه شیرین صحبت می‌کردن و چه زیبا تبلیغ می کردن برای داشتن حجاب اسلامی.

می‌فرمودن: من با اینکه می‌دونم خیلی از شما که چادر نمی‌گذارید، اما حجاب‌تون کامله، اما اون خانم‌هایی که چادر می‌ذارن در نظرم ارزشمندترن.

می‌فرمودن: شما چادری‌ها خیلی ارج و قرب دارید.

قدر خودتون رو بدونید.

نباید از جامعه دور بمونید. شما دارید تبلیغ قرآن و اسلام رو می‌کنید.

رنگ چادر مشکی ِ شما، بهترین تبلیغ برای اسلام و خداست. چون شما به حکم آیه‌ی قرآن چادر می‌گذارید.

حضورتون رو در جامعه پر رنگ‌تر کنید. در کنار خونه‌داری و همسرداری و تربیت فرزند، در جامعه هم حضور داشته باشید.

جامعه‌ی اسلامی به این حضور شما نیازمنده.

من به عنوان یک «معلم» حرف این استاد عزیز و روشن‌فکر رو همیشه در نظر دارم.

به چادرم به عنوان ِ یک پارچه‌ی اضافی ِ دست و پاگیر  ِ مزاحم که باعث افسردگی ِ من می‌شه نگاه نمی‌کنم.

به طعنه‌ها و کنایه‌های اطرافیانم - نزدیک و دور - توجهی ندارم.

وقتی صحبت از رانندگی می‌شه، میگن: چطوری با چادر می‌شه رانندگی کرد. می‌شینی پشت ِ فرمون چادرت رو بردار.............. اما من چنین اعتقادی ندارم. با چادرم پشت ِفرمون ِ ماشین قرار می‌گیرم و مشکلی هم نمی‌بینم.

توی مسافرت می‌گن: اینجا که مسافری، غریبی؛ کسی نمی‌شناسه تو رو. چادرت رو بردار. راحت باش! اما من چنین نمی‌کنم.

می‌گن: چطور با چادر از مهمون پذیرایی می‌کنی؟ مگه می‌شه چادر سرت باشه و سینی چای رو جلو مهمون بگیری؟ 

نمی‌دونم چرا همه‌ی اون‌هایی که به چادر اعتقاد و یا علاقه ندارن اصرار دارن که بقیه هم مثل اون‌ها بشن!

زمستون که می‌شه می‌گن: با این‌همه لباس و پالتو و ... چطوری میشه چادر هم گذاشت؟

تابستون که میاد می‌گن: با این هوای گرم و شرجی مگه می‌شه چادر گذاشت و جوراب پوشید و ... من ‌که قلبم می‌گیره.

به خدا! هم زمستونا چادر گذاشتن سخته و هم تابستونا، توی گرما قلب منم می‌گیره. اما لذتی در اطاعت از امر خدا هست که با اون راحتی‌ای که از چادر نپوشیدن به دست میاد، قابل قیاس نیست. این اون چیزی هست که این سری از دوستان من و همکاران من نمی‌دونن.

من چادر می گذارم، با عشق

با رضایت کامل و 

با اعتقاد به اینکه خدای مهربون ِ من از چادر گذاشتن من خوشحال می‌شه.



+ نوشته شده در  دوم خرداد 1391ساعت 10:42 قبل از ظهر  توسط م ص  | 

سخنی با دخترم


به جسم خود بیاموز که جاذبه‌هایش را در معرض نمایش کسی قرار دهد که ارزش خودنمایی برای را داشته باشد و او فقط همسر توست!

سهل‌الوصول بودن دختران، و بهره‌مند شدن از جاذبه‌های 
عاطفی، جنسی و جسمی آن‌ها در سایه‌ی ارتباط آزاد، 
باعث تخریب شخصیت دختران و تاخیر در ازدواج آنان، 
تزلزل محبوبیت ِ وی در نظام خانواده 
و ناکارآمد شدن جاذبه‌های آنان در نزد همسران‌شان است.

وجود حریم میان دختر و پسر، دانشگاه عشق‌ست 
و نبود آن، دبستان تبادل احساسات! 
و سرانجام این ارتباط، مزرعه شهوت، 
فراموش‌خانه‌ی ایمان و مقدمه‌ی باختن سرمایه‌ی دوشیزگی‌ست.

زن در عالم آفرینش از مقام معشوقه بودن برخوردار شده است؛
لذا عشق او باید پاسخ‌گوی عشق راستین مرد باشد.
محبت ابتدائی ِ زن، در صورتی که ظاهر شود،
غالبا با شکست روبرو شده و به شخصیت وی لطمه می‌زند.
و در صورت تحقق ازدواج؛ مشکلات زیادی پدید می‌آورد؛
از جمله این‌که مرد در هنگام بروز اختلافات ولو کوچک خانوادگی،
آن را به عنوان حقانیت خود و برگ برنده‌ای برای خود
به رخ زن می‌کشد و او را دچار آزردگی بیشتری می‌گرداند.

توجه کن! که در روابط میان دختر و پسر، 
ناگوارترین پیامد بهره‌مند شدن پسران از جاذبه‌های وجودی دختران 
و در نتیجه بی‌نیاز شدن‌شان به ازدواج و در نتیجه تاخیر در ازدواج دختران می‌باشد.

 

+ نوشته شده در  سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط م ص  | 

کلیپ تصویری



 کلیپ حجاب و رهبر

حجم:۱،۸۱۴مگابایت


امام خامنه ای

حجم:۱،۰۲۳مگابایت



دانلودکلیپ تصویری
حجم:۱،۹۸۸مگابایت


برچسب‌ها: کلیپ حجاب و عفاف, آیت الله خامنه ای
+ نوشته شده در  بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 9:56 بعد از ظهر  توسط م ص  | 

چادر


 

یادش بخیر سال‌های دور 
جمعی بود و نازنینانی ... 
آقای پزشکی بودند ، می‌فرمودند :  
« ریش » * ، باید « ریشه » داشته باشد . 
مجال ِ ورود به بحث ، برای حقیر نبود . 
اما توی دلم گفتم : 
« چادر » هم باید ریشه داشته باشد . 
اگر چادر « بی‌ریشه » باشد ، دل ِحضرت فاطمه را « ریش ریش » می‌کند . 
***
از آن محفل سال‌ها گذشته ، اما من هنوز به آن فکر می‌کنم . 
به اینکه چه‌قدر تلخ‌ست که نگاه‌مان به « چادر » ، 
تنها از منظر ِ « جنس » و « مارک » و « قیمت » باشد .
خیلی‌ها جنس چادرشان حتما باید « حریر ِ ‌أسود » باشد ، 
و مارک ِ آن « ببر و پلنگ و ... » داشته باشد ،
و قیمت هم هرچه « بالا »تر بهتر ،
و رنگ ِ آن ، هرچه « مشکی » ‌تر ، 
« ریشه » هم نداشت ، نداشت . 
آن‌وقت این چادر ، با « نسیم » که چه عرض کنم ، با « فوت » برداشته می‌شود . 
من هیچ‌گاه به این فکر نمی‌کنم که پارچه‌ی چادرم ، چه مارکی داشته‌باشد . 
« حریر ِ ‌أسود » باشد یا نباشد ؛ 
« دو گوزن » و « دو ببر » باشد یا نباشد ؛ 
چه اهمیتی دارد ؟ 
اصلا ارزش ِ چادر ، ربطی به تعداد حیواناتش ندارد ، 
به نام ِ کارخانه‌اش مربوط نمی شود . 
مشکی ِ مشکی باشد یا نباشد ، اهمیتی ندارد . 
مهم این‌ست که چادرم ، 
« تار » ش ، « عفت و حیا » باشد ؛
و « پود » ش ، « نجابت و وقار » . 
برای من این مهم است که چادرم « فاطمه‌نشان » باشد . 
هرچه « فاطمی‌تر » ، قیمتش افزون‌تر ، ارزشش بالاتر . 
این مهم است که اگر چادر بر سر می‌گذارم ، 
باید همه‌ی اعمالم هم « دست ِکم »  در حد ِ  « اعلی » باشد . 
عبادتم ، 
اخلاق و رفتارم ، 
نگاهم ، 
تحصیلاتم ، 
انتخاب ِ دوستانم ، 
انتخاب ِ همسرم ، 
ازدواجم ، 
خانه‌داری‌ام ، 
همسرداری‌ام ، 
تربیت ِ فرزندانم ، 
همه و همه باید « اعلی » باشد . 
« فاطمی » باشد .
آن‌وقت این « چادر ِ مشکی » ، 
می‌شود « تاج ِ بندگی » ؛ 
می‌شود « مدال ِ افتخار » ؛ 
می‌شود « شادی ِ دل ِ حضرت ِ زهرا » ؛ 
می‌شود « نور » ؛
« نور » ؛
« نور » ؛
« نور » ؛
« نور » ؛
و آن‌وقت من نیز « نور » می‌شوم . 
آن‌وقت دیگر چرا « حضرت ِ ولی ِ عصر » از من ، رو بگرداند ؟ 
چرا « حضرت ِ زهرا » از من ناراضی باشد ؟ 
چرا « رسول‌الله » به من غضب کند ؟ 
چرا « خداوند جل جلاله » از من خشنود نباشد ؟

 


 

+ نوشته شده در  بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 8:26 قبل از ظهر  توسط م ص  | 

ویدیو از راهپیمایی حافظان حجاب


پیش به سوی حجاب    زیبایی بی‌پایان


لینک فوق شما را به تماشای ویدیوی کوتاهی از راهپیمایی دختران حامی و حافظ حجاب

دعوت می کند که در اردی بهشت سال 90 در ناحیه یک ساری برگزار شد.

زیبایی چهره های کودکان نه ساله در پوشش چادر وصف ناشدنی ست.

+ نوشته شده در  نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:58 بعد از ظهر  توسط م ص  | 

من چادرم را دوست دارم


من مسلمانم

یک زن مسلمان

من حجابم را

چادر مشکی‌ام را

دوست دارم

من مادرم  فاطمه‌ی زهرا را

و خدای مهربانم را دوست دارم

و به عشق او که مهربان‌ترین است 

و به حکم کلام زیبایش در زیباترین کتاب آسمانی

چادر، این تاج بندگی‌ام را بر سرم می‌گذارم

و به آن عشق می‌ورزم



+ نوشته شده در  هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:33 بعد از ظهر  توسط م ص  | 

دانلود ترانه سامی یوسف در ارتباط با حجاب زنان مسلمان

سامی یوسف در ترانه‌اش از زبان دختران مسلمان به مخالفان حجاب می‌گوید: این تکه روسری‌ام را با غرور می‌پوشم. تا از شان خودم محافظت کنم. آیا نمی‌توانی ببینی که به راستی آزادهم؟ چشمانت را باز کن و ببین.



صدای شیعه: ترانه ی آزادی (Free) همانند دیگر ترانه های سامی یوسف مضمون زیبایی دارد ، این ترانه که از آلبوم امت من است، رنج بسیاری از مسلمانانی است که در غرب زندگی می کنند و به خاطر حجاب و عفتشان مورد توهین قرار می گیرند ، سامی یوسف در این ترانه قصد تسلی دادن به این زنان مسلمان را دارد.

ترانه آزادی یا free برای دفاع از حجاب دختران مسلمان سروده شده است. 

متن ترانه
What goes through your mind 
در ذهن تو چه می گذرد؟ 
As you sit there looking at me 
وقتی آنجا نشسته‌ای و به من می‌نگری 
Well I can tell from your looks 
من از نگاهت می‌توانم بخوانم 
That you think I’m so oppressed 
که تصور تو این است که من خیلی تحت فشار هستم! 
But I don’t need for you to liberate me 
اما من از تو نمی‌خواهم تا مرا آزاد کنی 
My head is not bare 
سر من برهنه نیست 
And you can’t see my covered hair 
و تو نمی‌توانی موهای پوشیده مرا ببینی 
So you sit there and you stare 
برای همین تو آنجا می‌نشینی و خیره نگاهم می‌کنی 
And you judge me with your glare 
و درباره من به روشنی قضاوت می‌کنی! 
You’re sure I’m in despair 
تو مطئنی که من مأیوسم! 
But are you not aware 
اما آیا تو آگاه نیستی؟ 
Under this scarf that I wear 
در پس این روسری که پوشیده‌ام 
I have feelings, and I do care 
من احساساتی دارم و مواظب‌ام 
So don’t you see 
پس آیا تو نمی‌بینی؟ 
That I’m truly free 
که من به راستی آزادم 
This piece of scarf on me 
این تکه روسری بر سرم را 
I wear so proudly 
با غرور می‌پوشم 
To preserve my dignity... 
تا از شأن خودم محافظت کنم 
My modesty 
عفت ام 
My integrity 
کمالاتم 
So don’t judge me 
پس قضاوت نکن 
Open your eyes and see 
چشمانت را باز کن و ببین 
“Why can’t you just accept me?” she says 
چرا نمی‌توانی فقط خود من را بپذیری؟ 
“Why can’t I just be me?” she says 
چرا من نمی‌توانم فقط خودم باشم؟ 
Time and time again 
بارها و بارها 
You speak of democracy 
تو از دموکراسی صحبت می‌کنی 
Yet you rob me of my liberty 
اما تو آزادی مرا می‌دزدی! 
All I want is equality 
همه آنچه من می‌خواهم برابری است 
Why can’t you just let me be free 
چرا نمی‌توانی فقط به من اجازه دهی که آزاد باشم؟ 
For you I sing this song 
من این سرود را برای تو سرودم 
My sister, may you always be strong 
خواهرم! همیشه محکم باش! 
From you I’ve learnt so much 
من از تو درسهای بسیاری آموخته‌ام 
How you suffer so much 
چه رنجهای بسیاری که دیدی 
Yet you forgive those who laugh at you 
بیا و آن کسانی را که به تو خندیدند را ببخش! 
You walk with no fear 
تو بدون هراس قدم می‌زنی 
Through the insults you hear 
از میان ناسزاهایی که می‌شنوی! 
Your wish so sincere 
مخلصانه آرزو کن 
That they’d understand you 
تا آنها تو را بفهمند 
But before you walk away 
اما قبل از آن که بروی 
This time you turn and say: 
این بار برگرد و بگو! 
But don’t you see 
آیا نمی‌توانی ببینی 
That I’m truly free 
که من به راستی آزادم 
This piece of scarf on me 
این تکه روسری بر سرم را 
I wear so proudly 
با غرور می‌پوشم 
To preserve my dignity... 
تا از شأن خودم محافظت کنم 
My modesty 
عفت ام 
My integrity 
کمالاتم 
So let me be 
پس به من اجازه بده 
She says with a smile 
او با خنده‌ای می‌گوید 
I’m the one who’s free 
آن کسی باشم که آزاد است 



برچسب‌ها: صوتی
+ نوشته شده در  هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط م ص  | 

خواهرم ! سیاهی چادر تو بالاتر از سرخی خون من است



 

 

دوران جنگ یا به کلام زیباتر ، دوران دفاع مقدس ،

همیشه یاد آور خاطرات مقدس و مبارکی هست که

اگر چه اکثرشون با اشک و سوز دل همراه بود ، اما سوزی

 بود که کارساز بود.....

یادم هست که هر وقت شهید میاوردن ، اگه مدرسه نداشتیم و

یا شیفت عصر بودیم ، همراه مادر به مراسم تشییع پیکر پاک شهدا ،

می رفتیم..... شهرستان بود و مزار شهدا هم نزدیک .....معمول

مراسم این بود که زندگی نامه یا وصیت نامه ی شهدا قبل

 از مراسم خونده می شد......خیلی جالب توجه بود که

 اکثر اون عزیزان ، بازماندگان رو به صبر و سکوت و

حفظ حجاب ...حجاب...حجاب دعوت می کردند .

یه داداشی داریم...خدا حفظشون کنه...وقتی سوم

 راهنمایی بود ، رفته بود جبهه...توی نامه هایی که از اونجا

می فرستاد ، با اینکه سن و سالی ازمون نمی گذشت ، ولی روی

حجاب مون خیلی تاکید می کرد و این جمله ی معروف رو که اون روزها

روی در و دیوار شهرهامون و توی وصیت نامه ی شهدا به کرّات می دیدیم و

 می شنیدیم ، را توی نامه اش می نوشت: خواهرم ! سیاهی چادر تو

 بالاتر از سرخی خون من است !!! چه حالی بهم دست میده وقتی

 به یاد این جمله می افتم..........آخ !!!!!

خلاصه ، اون روزها با سیاهی چادر ما و سرخی خون اونها

گذشت ...حالا همین سیاهی و اون سرخی دیگه کمرنگ

شده ...واتر مارک شده...ولی من هنوز به چادرم  ، عشـق

می ورزم، چون منو به یاد چادر خاکی مادرم فاطمه (س) میندازه

...یا چا در خاک گرفته و شاید هم پاره پاره ی زینب (س) . همیشه حواسم

 هست ، وصیت ارباب و سالارم را..معجرت از روی سرت نیفتد!!!

 


برچسب‌ها: حجاب, چادر, شهیدان
+ نوشته شده در  شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط م ص  | 

پیام شهیدان


 

برادر شهیدم ، باری بس گران ، بر دوشم نهاد ،

و دوش هایم ......هنوز زخمی این بارست !

و من هنوز بر زمین ننهاده ام این بار را !

.............

هنوز باری که از عاشورا بر دوشمان است را بر زمین نگذارده ایم ....

چه رسد به این کوله باری که هنوز از عطر خون برادر شهیدم لبریز است !

اگر چه  پیام هر دو شان یکی بود !

.............

راستی که چه امتزاج زیبایی ست در سیاهی و سرخی !

و من چقدر عاشقانه این دو رنگ را دوست می دارم !

..............

نمی دانم تو که نسل سومی  نام گرفته ای !

شنیده ای این فریاد زیبای برادر شهیدت را ؟

خواهرم سیاهی چادرت ، بالاتر از سرخی خون من است !

 و چه مفهوم زیبایی  نهفته است در این کلام خدایی !

یعنی اگر من جان می بازم ، تو گوهر خود را مباز !

من کار حسینی می کنم  و تو زینب باش !

ادامه اش با خودت ..




برچسب‌ها: حجاب, چادر, شهیدان
+ نوشته شده در  چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط م ص  | 

ضرورت حیا در بانوان


حیای زن همانند دژی است که زن به خودی خود در روابطش با مردان برای خویش در نظر می گیرد.
یکی از دلایل اصلی وجود حیا در انسان حفظ عفت و کنترل شهوت است. امام علی (ع) می فرماید: علت پاکدامنی حیاست.
حیا یکی از بهترین نیروهای کنترل کننده درونی است. پوشش و حیا دو مقوله ی جدایی ناپذیرند زیرا تا جلوه ای از حیا در زنی وجود نداشته باشد، پوشش را هم به طور کامل رعایت نخواهد کرد. زنان با حیا کسانی هستند که با پوشش کامل از نمایش دادن موی سر و زینت های خود شرم دارند.
*نقش حجاب و پوشش مناسب درحفظ نهاد خانواده:
زن و مرد به عنوان دو رکن خانواده، لباس هم و آبروی هم هستند و حجاب زن آسودگی فکر مرد و سلامت خانواده را به همراه دارد واین موضوع درآیات وروایات مورد تاکید قرار گرفته است. 


1- آرامش روحی:
 

خانواده (زن و شوهر) در قرآن کریم آیاتی از آیات خدا و مایه آرامش روحی شمرده شده است.
چنان که خداوند فرموده است:
(وَ مِنْ آیاتِهِ أنْ خلق لکم مِنْ أنْفُسِکُمْ أزْوَاجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً أِنَّ فی ذَلکَ لَآیاتٍ لِّقَومِ یَتَفَکَّرُون) (روم – آیه 21)
و ازنشانه های او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد در این امر نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.

2- زینت بخشی یکدیگر:
 

(هُنَّ لِباسٌ لَّکُمْ وَ أنْتُمْ لِباسٌ لَّهُنَّ) (بقره – آیه 187)
آن ها لباس شما هستند، و شما لباس آن ها؛ هر دو زینت هم و سبب حفظ یکدیگرند.
لباس وسیله پوشش و حفاظت بدن است.
و به قول علامه طباطبائی در این آیه استعاره بسی لطیف به کار برده شده است. زن برای مرد و مرد برای زن به عنوان لباس و پوشش می باشد که همدیگر را از آلودگی و فجور محافظت می کند و نیز همان طوری که لباس مایه زینت و زیبایی برای انسان است، زن و مرد نیز مایه زینت و زیبایی برای یکدیگرند.

3- محبوبیت و عزت بخشی:
 

نظام خانواده نظام ارزشمند و محبوبی است که در اسلام هیچ بنایی محبوب تر از او پایه ریزی نشده است.
پیامبر اسلام (ص) می فرماید: (در اسلام هیچ نهادی محبوب تر و عزیزتر از تشکیل خانواده در نظر خداوند بنا نشده است).
نظام خانواده از چنان جایگاه و مقام شایسته در اسلام برخوردار است که حتی تأثیری روی ثواب عبادت و بندگی می گذارد، تا جایی که دو رکعت نماز کسانی که تشکیل خانواده داده اند برتر از عبادت فرد مجردی است که شب و روز نماز بخواند.
امام باقر (علیه السلام) فرموده است: (دو رکعت نماز مرد متأهل افضل و بهتر از نماز مرد مجردی است که شب را به عبادت بایستد و روز را با روزه سپری کند).
این روایات و نیز روایایتی قریب به این مضمون که در متون اسلامی، وارد شده به خوبی جایگاه و ارزش والای خانواده و تشکیل آن را تعیین می کند.
*نتایج حجاب در استحکام و سلامت بخشی خانواده:
بدون شک جامعه ای از سلامت کامل برخوردار است که خانواده به عنوان جزء کوچک آن جامعه از سلامت و استحکام کامل و کافی برخوردار باشد، از این رو، اگر خواهان سلامت و تقویت بنیان جامعه هستیم، باید همه نیروهای خود را در جهت استحکام و تقویت پیوندهای خانوادگی بسیج کنیم. در جامعه ای که برهنگی بر آن حاکم است هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است مقایسه ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشه ی خانواده را می سوزاند این است که این مقایسه آتش هوی و هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می زند. زنی که با بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و درغم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره اش شگفتی خود را از دست می دهد و روی در خزان می گذارد.
در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوان تری از راه می رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه ای می دهد؛ و این مقدمه ای می شود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است.
آری با بی حجابی روابط آزاد و نامشروع جنسی جامعه را فرا می گیرد و به همان نسبت کانون خانواده ها سست شده و آمار ازدواج کاهش می یابد و ازدواج های گذشته هم به کاهش می یابد و ازدواج های گذشته هم به جدایی و طلاق منجر می شود. بنابراین وجود خانواده سالم و مستحکم در گرو گسترش فرهنگ حجاب خواهد بود.

منبع:فصلنامه قرآنی کوثر / شماره 33


+ نوشته شده در  دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط م ص  | 

احکام قرآنی پیرامون حجاب


در قرآن کریم پانزده حکم کلی پیرامون حجاب و پوشش و نحوه ی آن در موقعیت ها و در نزد اشخاص و حالات ارائه نموده است.
واجب نبودن حجاب برای سالخورده و ناامید از زناشوئی، در صورت اجتناب از خودآرائی و آرایش (نور – 60)
حرمت آشکار ساختن زینت ها و محلهای آن ها در بدن بر زنان و دختران (نور – 31)
واجب نبودن پوشش صورت و دستها در زنان (نور – 31)
وجوب حجاب برای همسران و دختران پیامبر (ص) به عنوان الگوی زنان دیگر (احزاب – 59)
وجوب پوشش زیورآلات و مواضع آن از سوی زنان مسلمان به هنگام رویاروئی با زنان غیر مسلمان (نور – 31)
واجب نبودن حجاب بر زنان برای شوهر، پدر، پدرشوهر، پسران و ... (نور – 31)
عدم وجوب پوشش زیورآلات و مواضع آن بر زنان مومنه هنگام رویاروئی با زنان مومنه دیگر (نور – 31)
واجب نبودن پوشش زیورآلات و مواضع آن برای زنان به هنگام برخورد با غلامان مملوک خود (نور – 31)
واجب نبودن 
پوشش زیورآلات و مواضع به هنگام مواجهه با خدمتگزاران بی رغبت به امور زناشوئی (نور – 31)
واجب نبودن پوشش زیور آلات ومواضع آن برزنان در رویاروئی با کودکان غیر ممیز (نور-31)
اولویت رعایت حجاب بر زنان و دختران پیامبر (ص) (احزاب – 59)
زنان مؤمنه موظف به پوشاندن سر و گلو و سینه خود از نگاه نامحرمان هستند (نور – 31)
زنان مؤمنه موظف به پوشاندن پاها و زینت های آن هستند (نور – 31)
زنان مؤمنه موظف به رعایت پوشش و حفظ خود از نامحرم هستند (احزاب – 53 و 54)
واجب نبودن حجاب برای زنان مومنه در مواجهه با محارم خود (پدران، پسران، پسران برادر، خواهر و زنان مومنه دیگر (احزاب – 55)

 

+ نوشته شده در  هشتم اردیبهشت 1391ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط م ص  | 

سخنی با دخترم!



فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ

فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ


(سوره‌ی مبارکه‌ی احزاب، آیه‌ی 32)


پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛

مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.



دخترم!

 

به جسم خود بیاموز که:

جاذبه‌هایش را در معرض نمایش کسی قرار دهد که ارزش خودنمایی برای او را داشته باشد

و او فقط همسر توست!



برچسب‌ها: عفاف
+ نوشته شده در  هفتم اردیبهشت 1391ساعت 4:44 بعد از ظهر  توسط م ص  | 

حضرت زهرا بانوی نمونه


قال النبي ( صلی‌الله‌علیه‌وآله ) لفاطمه ( سام‌الله‌علیها ):

 

أي شَيءٍ خَير للمرأة؟

قالَت: أن لا تَري رَجُلا وَ لايَراها رَجُل

فضمها إليه وَ قالَ: ذُريّة بَعضها مِن بَعض
پيامبر اکرم ( صلی‌الله‌علیه‌وآله) به حضرت فاطمه ( سام‌الله‌علیها ) فرمودند:

چه چيز براي زن بهتر است؟

حضرت فاطمه ( سام‌الله‌علیها ) فرمود: اين که مردي را نبيند و مردي او را نبيند.

پيامبر( صلی‌الله‌علیه‌وآله) حضرت فاطمه ( سام‌الله‌علیها ) را به خود چسبانيد و فرمود:

ذريه‌اي که برخي از نسل برخي ديگرند. (يعني همه در فضائل و کمالات يکدست و به مانند يکديگرند)

 

 بحارالانوار، 43/84



اميرالمؤمنين علي
 ( علیه‌السلام )  فرمود نابينايي اجازه خواست و بر فاطمه وارد شد. فاطمه خود را پنهان کرد و رسول خدا ( صلی‌الله‌علیه‌وآله) به فاطمه فرمود:

از چه رو در حجاب رفتي و حال آن که اين مردِ نابينا تو را نمي بيند؟

عرض کرد: اگر او مرا نمي بيند من او را مي بينم و او مي بويد.

سپس پيامبر فرمود:

گواهي مي دهم که تو پاره تني مني.

 

ترجمه ج 43 بحارالانوار، 235


برچسب‌ها: حضرت زهرا, حجاب و عفاف در سیره حضرت زهرا
+ نوشته شده در  چهارم اردیبهشت 1391ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط م ص  | 

حجاب زهرایی


حضرت در امر حجاب بسیار مواظبت می نمودند، تا آنجا که در مقابل افراد نابینا هم بی مبالاتی نداشتند، مرد نابینایی وارد منزل ایشان شد. حضرت برخاستند و به اتاق دیگر رفتند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: دخترم! این مرد نابیناست.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: پدر اگر چه او مرا نمی بیند، ولی من که او را می بینم و او بوی من را استشمام می کند....

همچنین تا آنجایی که ضرورت نداشت، حضرت از خانه خارج نمی شدند. حتی زمانی هم که حضرت برای ایراد خطبه وارد مسجد شدند و برای احقاق حق و ابطال باطل سخن رانی کردند در عین حفظ حریم و عفت بودند. حضرت امام حسن علیه السلام در کیفیت این حضور حضرت در جمع می فرمایند:

 

مادرم روسری بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشید ... در حال راه رفتن بگونه ای بود که لباسش به پا گیر می کرد (کنایه از این که پوشش کامل رعایت شده بود.) ... او در میان زنان انصار از خانه خارج شد... همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم با وقار و متانت حرکت می نمود ...

وجود این حالات بیان از اهتمام حضرت به مساله حجاب دارد. حضرت در توصیه ای به زنان می فرماید: آنچه برای زنان نیکو است، آن است که مردان را نبینند و مردان هم ایشان را نبینند. (به این معنی که تا موقعی که لزوم ندارد حضور در جمع مردان معنی ندارد.)

لذا در جایی دیگر می فرمایند: نزدیکترین حالت زن به خدا، موقعی است که در خانه بماند.خلاصه این که توجه حضرت به حجاب تا لحظه مرگ هم ادامه داشت، لذا از کیفیت حمل بدن محترمشان به صورتی که آن موقع مرسوم بود ـ حمل بر تابوت بدون پوشش ـ ابراز نگرانی کردند. لذا به همسر خود وصیت نمودند که تابوتی آماده کند، همان گونه که ملائکه شکل آن را به حضرت نشان داده بودند.فرهنگ سخنان فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

در قضیه فدک نیز شکل خاص حجاب حضرت زهرا را هنگام خروج از منزل این گونه توصیف نموده است :حضرت زهرا(س) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم به سر بستند و جلباب (چادر) را به گونه ای که تمام بدن آن حضرت را می پوشاند و گوشه های آن به زمین می رسید به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود به سوی مسجد حرکت کردند. (طبرسی الاحتجاج ج 1 ص 98)

قضیه فوق گویای آن است که حجاب و پوشش بیرون از منزل حضرت در مواجهه با نامحرمان دقیقا همان دو پوشش معروف بانوان در قرآن یعنی خمار(مقنعه ) و جلباب (چادر) بوده است . بنابراین می توان این دو نوع حجاب و پوشش را حجاب و پوشش قرآنی و فاطمی دانست .


منبع: خاکریز


برچسب‌ها: حضرت فاطمه زهرا, حجاب
+ نوشته شده در  دوم اردیبهشت 1391ساعت 9:14 قبل از ظهر  توسط م ص  | 

زن و صفات الهی


حقیقت حجاب در کلام استاد صمدی آملی:

کل عالم و مقام عصمت عالم، اگر به صورت یک شکل و یک بافت و یک صورت در بیاید قهرا به بافت انسان در می‌آید. همان‌طور که قوه‌ی خیال، حقایق آن‌سویی را مطابق با مناسباتی که بین‌شان است با اشکالِ این سویی برای انسان پیاده می‌کند، قوه‌ی خیال عالم عصمت، نظام عالم را در نشئه‌ی طبیعت به صورت انسان شکل می‌دهد و چون عصمت بیشتر با اسم شریف (الباطن) سازگار است لذا به صورت زن شکل می‌دهد نه به صورت مرد. چون مرد بیشتر با اسم( الظاهر) و زن بیشتر با اسم شریف (الباطن )در ارتباط است. لذا همان مقام اسم شریف (الباطن ) آمده در شریعت و برای زن به صورت حجاب مطرح شده است. این حجاب در حقیقت صفتِ خدا داشتن زن است. خداوند هم محجوب است. نه این که دین اگر به زن می گوید: « تو حجاب را نگه داشته باش » این العیاذ بالله جسارت به زن است، این در حقیقت یک احترامی به زن است. به او می‌گوید :« چون تو مطابق اسم شریف ( الباطن ) الهی پیاده شده‌ای ما نمی‌خواهیم که تو در معرض دید هر کسی قرار بگیری لذا محجوب باش. بگذار اگر دیگران می‌خواهند تو را ببینند از پشت حجابها ببینند».

این حجاب برگرفته از حجاب حق است. لذا حجاب دژ زن است چه اینکه برای خداوند دژ است.  زن تا موقعی که در حجاب است است حق است. موقعی که از حجاب در آمده است وجهه‌ی خلقی پیدا می‌کند. وقتی وجهه‌ی خلقی پیدا کرد دیگر توانایی‌اش شکسته می‌شود. این است که حجاب برای زن یک احترام است که زن بیشتر شبیه به خداوند شود. و اگر می‌خواهند « عصمت اعظم » را به شکل زنی در بیاورد ظاهرا به بهترین شکل در می‌آورد که بهتر و زیباتر از این چهره در نظام هستی پیدا نمی‌شود .لذا مشابه چهره جناب صدیقه‌ی طاهره در عالم هرگز زنی پیدا نمی‌شود؛ چه اینکه مشابه چهره‌ی پیغمبر و امیرالمومنین هرگز در عالم بافتی پیدا نمی‌شود.

حال که این عصمت کبرای الهی را در حضرت صدیقه طاهره تجلی کرده است او آنچنان در حجاب قرار می‌گیرد که فقط امیر المومنین لیاقت دیدار هم‌چنین جمالی را خواهد داشت. که به او گفتنند: « زهرای عزیز! اگر علی بن ابیطالب نبود برای تو هرگز در عالم کفوی پیدا نمی‌شد ». چون زن وشوهر باید کفو هم دیگر باشند. در مسائل فقهیّه فرموده‌اند: شوهر و زن سعی کنند در سن و مسائل خانوادگی و مسائل اخلاقی هم‌کفو باشند. هم کفو که باشد با همدیگر در امور زندگی دچار مشکل نمی‌شوند. جناب امیر المومنین کفو صدیقه طاهره است وحضرت فاطمه زهرا ء سلام الله علیها کفو علی علیه السلام است. 


برچسب‌ها: حجاب, زن
+ نوشته شده در  یکم اردیبهشت 1391ساعت 7:20 قبل از ظهر  توسط م ص  | 

عفاف چیست؟




قالَ رسولُ‌اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله

 

أمّا العَفافُ :

فیَتَشَعَّبُ مِنهُ الرِّضا ، 
و الاستِکانَةُ ، 
و الحَظُّ ، 
و الرّاحَةُ ، 
و التَّفَقُّدُ ، 
و الخُشوعُ ، 
و التَّذَکُّرُ ، 
و التَّفَکُّرُ ، 
و الجُودُ ، 
و السَّخاءُ ،

فهذا ما یَتَشَعَّبُ لِلعاقِلِ بِعَفافِه رِضىً بِاللّه و بِقِسمِهِ.

 

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:

 

آنچه از عـفّـت منشعب می‌شود:

خشنودى است 
و خضوع 
و بهره‏‌مندى 
و آسایش 
و تفقّد 
و فروتنى 
و تذکّر 
و تفکّر 
و بخشندگى 
و سخاوت .

این‌ها خصالى است که به سبب پارسایىِ خردمندى که از خدا و قسمت‏ او خشنود است، برایش حاصل می‌شود.

 

تحف العقول : 17 منتخب میزان الحکمة : 386

 


برچسب‌ها: عفاف, حدیث
+ نوشته شده در  یکم اردیبهشت 1391ساعت 7:16 قبل از ظهر  توسط م ص  | 

دانلود کتاب مسئله حجاب


دانلود کتاب خواندنی مسئله حجاب شهید مطهری

برای موبایل(جاوا)                      دانلود برای کامپیوتر( pdf )  

 

منبع: زینت زن= حفظ حجاب



برچسب‌ها: کتاب, حجاب
+ نوشته شده در  سی ام فروردین 1391ساعت 5:59 بعد از ظهر  توسط م ص  | 

آثار حیا و عفت در جامعه از نظر اسلام


خداوند در سوره احزاب آیه 59 - 60 چنین می فرماید : « ای پیغمبر به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که‏ جلباب های (روسری ها) خویش را به خود نزدیک سازند. این کار برای اینکه‏ شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند نزدیکتر است و خدا آمرزنده و مهربان است * اگر منافقان و بیمار دلان و کسانی که در شهر نگرانی به وجود می ‏آورند ، از کارهای خود دست بر ندارند ما ترا علیه ایشان خواهیم برانگیخت. در آنوقت فقط مدت کمی در مجاورت تو خواهند زیست.»

در اصل لغت ، کلمه جلباب شامل هر جامه وسیع می ‏شده است ، ولی غالبا در مورد روسری هائی که از چارقد بزرگتر و از ردا کوچکتر بوده است به کار می ‏رفته است. مقصود از نزدیک ساختن جلباب ، پوشیدن با آن می ‏باشد ، یعنی‏ وقتی می‏خواهند از خانه بیرون بروند روسری بزرگ خود را با خود بردارند. البته معنی لغوی نزدیک ساختن چیزی ، پوشانیدن با آن نیست بلکه از مورد ، چنین استفاده می ‏شود. وقتی که به زن بگویند جامه ‏ات را به خود نزدیک‏ کن مقصود اینست که آن را رها نکن ، آنرا جمع و جور کن ، آنرا بی اثر و بی خاصیت رها نکن و خود را با آن بپوشان. وقتی زن‏ پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت‏ کند ، افراد فاسد و مزاحم ، جرأت نمی‏ کنند متعرض آنها شوند و بدین وسیله شناخته می ‏شوند که زنان نجیب و عفیف می ‏باشند. و بیمار دلان‏ از اینکه به آنها طمع ببندند چشم می‏ پوشند زیرا معلوم می‏ شود اینجا حریم‏ عفاف است ، چشم طمع کور ، و دست خیانت کوتاه است.

مطلبی که از این آیه استفاده می‏ شود و یک حقیقت جاودانی است اینست‏ که زن مسلمان باید آن چنان در میان مردم رفت و آمد کند که علائم عفاف و وقار و سنگینی و پاکی از آن هویدا باشد و با این صفت شناخته شود ، و در این وقت است که بیمار دلان که دنبال شکار می‏ گردند از آنها مأیوس می‏ گردند و فکر بهره‏ کشی از آنها در مخیله‏ شان خطور نمی ‏کند.
می‏بینیم که جوانان‏ ولگرد همیشه متعرض زنان جلف و سبک و لخت و عریان می‏ گردند. وقتی که به آنها اعتراض می ‏شود که چرا مزاحم می‏ شوی ؟ می‏ گویند اگر دلش این چیزها را نخواهد با این وضع بیرون نمی ‏آید.

این دستور که در این آیه آمده است مانند دستوری است که در بیست و پنج آیه قبل از این آیه خطاب به زنان رسول خدا وارد شده است :
« احزاب 32 ؛ یعنی در سخن گفتن رقت زنانه‏ و شهوت ‏آلود که موجب تحریک طمع بیمار دلان می‏ گردد به کار نبرید. »
در این‏ دستور ، وقار و عفاف در کیفیت سخن گفتن را بیان می‏ کند و در آیه مورد بحث ، دستور وقار در رفت و آمد را.
حرکات و سکنات انسان گاهی زبان دار است. گاهی وضع‏ لباس ، راه رفتن ، سخن گفتن زن معنی ‏دار است و به زبان بی‏ زبانی می‏ گوید دلت را به من بده ، در آرزوی من باش ، مرا تعقیب کن. گاهی برعکس با بی‏ زبانی می‏ گوید دست تعرض از این حریم کوتاه.

خداوند در جای دیگر ابتدا به زنان شخصیت مى دهد و نخستین دستور در زمینه عفت صادر مى کند و مخصوصا به سراغ یک نکته باریک مى رود تا مسائل دیگر در این رابطه خود به خود روشن گردد ، مى فرماید : « اى همسران پیامبر ! شما همچون یکى از زنان معمولى نیستید اگر تقوى پیشه کنید ، بنابراین به گونه اى هوس انگیز سخن نگوئید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگوئید. و در خانه هاى خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید و نماز را بر پا دارید و زکاة را ادا کنید و خدا و رسولش را اطاعت نمائید ، خداوند فقط مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهلبیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.» (احزاب/33)

می گوید : به گونه اى هوس انگیز سخن نگوئید که بیماردلان در شما طمع کنند (فلا تخضعن بالقول فیطمع الذى فى قلبه مرض. بلکه به هنگام سخن گفتن ، جدى و خشک و به طور معمولى سخن بگوئید ، نه همچون زنان کم شخصیت که سعى دارند با تعبیرات تحریک کننده که گاه توام با ادا و اطوار مخصوصى است که افراد شهوت ران را به فکر گناه مى افکند سخن بگوئید. 
تعبیر به «الذى فى قلبه مرض» (کسى که در دل او بیمارى است) تعبیر بسیار گویا و رسائى است از این حقیقت که غریزه جنسى در حد تعادل و مشروع عین سلامت است ، اما هنگامى که از این حد بگذرد نوعى بیمارى خواهد بود تا آنجا که گاه به سر حد جنون مى رسد که از آن تعبیر به جنون جنسى مى کنند و امروز دانشمندان انواع و اقسامى از این بیمارى روانى را که بر اثر طغیان این غریزه و تن در دادن به انواع آلودگی هاى جنسى و محیط هاى کثیف به وجود مى آید در کتب خود شرح داده اند.

 

منبع اینترنتی: مقالات دینی



برچسب‌ها: حیا, حجاب و عفاف, حجاب در قرآن
+ نوشته شده در  سی ام فروردین 1391ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط م ص  |